کتابخانه قوانین ILS · مطالعه تطبیقی
کالای متروکه: آنچه بود، آنچه هست، آنچه باید باشد
مقررات کالای متروکه در قانون امور گمرکی ۱۳۵۰ و آییننامه ۱۳۵۱ را کنار قانون ۱۳۹۰ و آییننامه ۱۳۹۱ گذاشتهایم، موضوع به موضوع، با پیشنهاد اصلاحی ILS برای هر کدام.
۱. مهلت توقف کالا در گمرک
آنچه بود (۱۳۵۰ و ۱۳۵۱)
حداکثر توقف هر کالا چهار ماه از تاریخ تسلیم مانیفست یا اظهارنامه اجمالی بود؛ پس از آن کالا متروکه محسوب میشد. ماده ۲۲ قانون ۱۳۵۰
تمدید چهار ماه دیگر با تقاضای کتبی و پرداخت انبارداری (تبصره ۲) در سال ۱۳۵۷ منسوخ شد.
آنچه هست (۱۳۹۰ و ۱۳۹۱)
مهلت سه ماه از تاریخ تحویل کالا به انبار گمرکی است و با تقاضای کتبی، علت موجه به تشخیص گمرک و پرداخت انبارداری، حداکثر دو ماه دیگر تمدید میشود. ماده ۲۴ قانون ۱۳۹۰
اگر کالا به چند انبار منتقل شود، مدت از ورود به نخستین انبار حساب میشود. تا وقتی کالا منتظر «نظر قطعی گمرک» است، متروکه نمیشود (تبصره ۳).
آنچه باید باشد (پیشنهاد ILS)
مبدأ محاسبه در قانون ۱۳۹۰ منصفانهتر شده است (ورود به انبار بهجای تسلیم مانیفست)، ولی مهلت پایه از چهار ماه به سه ماه کوتاه شده است.
پیشنهاد: معافیت تبصره ۳ فقط انتظار برای نظر گمرک را میپوشاند. وقتی صاحب کالا اظهارنامه داده و منتظر مجوز دستگاه دیگری است (استاندارد، بهداشت، قرنطینه، تخصیص ارز)، مهلت باید متوقف شود؛ چون تأخیر از صاحب کالا نیست.
۲. کالای ترخیصشدهای که از گمرک خارج نشده
آنچه بود (۱۳۵۰ و ۱۳۵۱)
کالایی که پروانه گمرکی یا سند فروش آن صادر شده بود، اگر ظرف چهار ماه از گمرک خارج نمیشد، متروکه بود. کالای صادراتی هم اگر تشریفاتش ظرف چهار ماه از تحویل به گمرک انجام نمیشد، همین حکم را داشت. ماده ۲۳ قانون ۱۳۵۰
آنچه هست (۱۳۹۰ و ۱۳۹۱)
کالایی که سند ترخیص یا فروش آن صادر شده، اگر ظرف یک ماه از انبار خارج نشود متروکه میشود. این مهلت با موافقت مرجع تحویلگیرنده و گمرک قابل تمدید است. ماده ۲۴ (تبصره ۲) قانون ۱۳۹۰
آنچه باید باشد (پیشنهاد ILS)
مهلت یکماهه برای کالایی که همه حقوق آن پرداخت شده سختگیرانه است و درآمدی برای دولت ندارد. مسئله اصلی انبار پر بندر است، نه وصول حقوق.
پیشنهاد: بهجای متروکه کردن کالای ترخیصشده، انبارداری تصاعدی گرفته شود. متروکه شدن فقط برای کالایی بماند که حقوق آن پرداخت نشده است.
۳. اطلاع دادن به صاحب کالا
آنچه بود (۱۳۵۰ و ۱۳۵۱)
گمرک باید روی قبض انبار، تاریخ متروکه شدن و نحوه فروش را مینوشت. شرکت حمل هم ظرف پنج روز به صاحب کالا یا بانک اطلاع میداد و در غیر این صورت مسئول خسارت بود. ماده ۲۴ (تبصرهها) قانون ۱۳۵۰ این ماده و تبصرههایش در ۱۳۵۷ منسوخ شدند.
اخطاریه هم به صاحب کالا ابلاغ میشد و بیست روز پس از ابلاغ، فروش آغاز میشد. ماده ۷۵ آییننامه ۱۳۵۱ و ماده ۷۷ آییننامه ۱۳۵۱
آنچه هست (۱۳۹۰ و ۱۳۹۱)
همان تکلیفها برگشته است: درج تاریخ متروکه شدن روی قبض انبار و اطلاع شرکت حمل ظرف پنج روز، با مسئولیت جبران خسارت. ماده ۳۴ قانون ۱۳۹۰
مرجع تحویلگیرنده هر هفته فهرست کالای از مهلت گذشته را به گمرک میدهد. گمرک به صاحب کالا ابلاغ میکند و او بیست روز فرصت ترخیص دارد. ماده ۵۴ آییننامه ۱۳۹۱
آنچه باید باشد (پیشنهاد ILS)
ابلاغ هنوز کاغذی و وابسته به نشانی است. بسیاری از صاحبان کالا، بهویژه گیرندههای خارجی کالای ترانزیتی، اخطار را نمیبینند.
پیشنهاد: ابلاغ الکترونیکی از راه سامانه جامع گمرکی با پیامک به صاحب کالا، کارگزار و بانک. همچنین فهرست عمومی و آنلاین کالاهای در آستانه متروکه شدن منتشر شود تا کسی بیخبر کالایش را از دست ندهد.
۴. فروشنده کالای متروکه و حق صاحب کالا
آنچه بود (۱۳۵۰ و ۱۳۵۱)
خود گمرک کالا را از راه حراج، مزایده کتبی یا خردهفروشی میفروخت. صاحب کالا تا پیش از فروش و حتی پس از آگهی حراج، با اظهار و پرداخت وجوه میتوانست جلوی فروش را بگیرد. ماده ۲۵ قانون ۱۳۵۰
آنچه هست (۱۳۹۰ و ۱۳۹۱)
فروش با سازمان جمعآوری و فروش اموال تملیکی است. صاحب کالا تا وقتی کالا فروخته نشده، حتی پس از انتقال به انبار آن سازمان، میتواند اظهارنامه بدهد و کالا را ترخیص کند. ماده ۳۳ قانون ۱۳۹۰
آنچه باید باشد (پیشنهاد ILS)
حق صاحب کالا تا لحظه فروش در هر دو قانون حفظ شده است. ولی انتقال کالا به سازمانی دیگر، پیگیری را برای صاحب کالا سختتر کرده است: باید هم با گمرک کار کند و هم با سازمان.
پیشنهاد: یک «پنجره واحد» برای ترخیص کالای متروکه، تا صاحب کالا با یک درخواست و یک پرداخت، کالا را از هر انباری که هست خارج کند.
۵. مبنای محاسبه حقوق ورودی کالای متروکه
آنچه بود (۱۳۵۰ و ۱۳۵۱)
حقوق و سود بازرگانی بر پایه مقررات سال ورود کالا محاسبه میشد، مگر آنکه مقررات سال فروش کمتر باشد. یعنی هر کدام به سود صاحب کالا بود. ماده ۷۸ (تبصره ۱) آییننامه ۱۳۵۱
آنچه هست (۱۳۹۰ و ۱۳۹۱)
حقوق ورودی و هزینهها به مأخذ زمان تنظیم اظهارنامه کالای متروکه محاسبه میشود. ماده ۳۴ (تبصره ۲) قانون ۱۳۹۰
آنچه باید باشد (پیشنهاد ILS)
با نرخ ارز و تعرفه رو به افزایش، قاعده ۱۳۹۰ معمولاً به زیان صاحب کالا است و مازاد فروشی را که به او برمیگردد کم میکند، حتی وقتی تأخیر از دستگاههای دولتی بوده است.
پیشنهاد: بازگشت به قاعده ۱۳۵۱، یعنی «هر کدام کمتر است»، دستکم برای کالایی که تأخیر آن ناشی از صاحب کالا نبوده است.
۶. کانتینر و هزینه انبارداری
آنچه بود (۱۳۵۰ و ۱۳۵۱)
قانون ۱۳۵۰ درباره کانتینر حاوی کالای متروکه و سقف هزینه انبارداری حکمی نداشت.
آنچه هست (۱۳۹۰ و ۱۳۹۱)
کالای داخل کانتینر باید حداکثر یک هفته پس از تشریفات متروکه تخلیه و کانتینر خالی تحویل شود. اگر کانتینر دو ماه از تاریخ تخلیه در گمرک بماند، خود کانتینر هم متروکه میشود. از حاصل فروش، حداکثر شش ماه انبارداری پرداخت میشود و مابقی با سازمان است. ماده ۳۷ (تبصرههای ۱ و ۵) قانون ۱۳۹۰
آنچه باید باشد (پیشنهاد ILS)
این دو حکم گام مثبتی است. کانتینر مال کشتیرانی است، نه صاحب کالا، و ماندن آن در گمرک هزینه دموراژ سنگینی برای همه دارد.
پیشنهاد: مهلت دو ماهه کانتینر برای کشتیرانی مالک آن هم صریحاً «قابل استرداد» شود، تا کانتینر صاحب خارجی گرفتار متروکه شدن کالای دیگری نشود. سقف شش ماه انبارداری هم برای مرجع تحویلگیرنده (بندر یا انبار) تضمین شود.
این نوشته تحلیل کارشناسی گروه ILS است و جای متن قانون یا مشاوره حقوقی را نمیگیرد. برای حکم دقیق هر مورد، روی شماره ماده بزنید تا متن کامل آن باز شود. اگر کالای شما در آستانه متروکه شدن است، با کارگزاران رسمی گمرک در گروه ILS تماس بگیرید.